برف - تاریخ: 1398/11/25 ساعت: 19:56
برف زده خیلی زیاد و چیزیم که مزخرفه برفه نه میشه جایی رفت نه بیرون. بدترش اینه راه بسته میشه مثل الان ما از دیشب. توخونه خوابیم تنها کاری ک کردم توی برف رو برفا نوشتم. lgomnam دوستت دارم حالا داستان lgom مفصله
عنوان نمیدونم چی - تاریخ: 1398/11/25 ساعت: 19:56
وقتی اومد بهم گفت که من تورو میخوام منم که هیچ حسی بهش نداشتم ولی وقتی بهش دل بستم دیدم همه چی داره عوض میشه خودش حرفاش رفتارشادما باید از کنار هم بودن لذت ببرن و برا همدیگه زندگی کنن نه اینکه برا
تو - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 17:02
یعقوب صبر داشت و دوری کشیده بودچون نیستم صبور چرا امتحان دهمیوسف فروختن به زر ناب هم خطاستنفرین اگر تو را به تمام جهان دهم
دوسش دارم ولی.... - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 17:02
اگه کسی اومد اینجا و رمز خاست بگه شاید دادمش
فردوسی - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 17:02
درختی که تلخ است وی را سرشتگرش برنشانی به باغ ِ بهشتور از جوی ِ خلدش به هنگام ِ آببه بیخ انگبین ریزی و شهد ِ نابسرانجام گوهر به کار آوَرَدهمان میوه ی تلخ بار آوَرَد.ـــــــــــــــــــــــز ناپاک زاده
رفتنا - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 17:02
ایناییی که میان مینویسن و چند روز بعد پاک میکنن و میرن چرا میان که پاک میکننیه بعضیاهم بگیم که یاد یه رابطه افتادمبعضیا هم هستن که اینقدر خوب دروغ میگن که نگو مثلا ماها یه نقشیهایی رو بازی میکنن
کپی شده از وبلاگ دوستم - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 17:02
میدونست که من زود ناراحت میشم...میدونست که چقدر زیاد دوستش دارم، هی بیشتر بی محلی میکرد و عذابم میداد؛ منم که حساس بودم هی به جونش غُر میزدم، هی به روش میاوردم بی محلیشو! اونم نقطه ضعفمو میدونست و هی
دل تورا میجوید - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 17:02
به چه مشغول کنمدیده و دل را که مدامدل تو را می طلبد،دیده تو را می جوید
تصمیم بزرگ - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 17:02
این روزها به شدت خوب میگذرن روزایی که شاید دیگه تکرار نشن برام شاید هم ادامه داشته باشن برام و همیشگی باشن شاید هم امروز روز اخر اون روزا باشه برام چون تصمیم دارم درباره این روزا و درباره اینده حرف بزنم ببینم چی میشه این تصمیممیکم سردرگمم و پریشون هرچند جلوتر ها دراین باره فکر کردم و حرف هم زدمه ولی...
اتاق فرمان - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 17:02
از اتاق فرمان دستور رسید این پست قبلی رو پاک کنم چون بد بود منم گفتم چشم ارباب تو راه قدم زنان توی شهری که بقول من الان عصر یخبندانه داشتم وسط کوچه خودمون راه میرفتم که یهویی این متن اومد روی زبونم ق
حال ندارم - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 17:02
حال ندارم پست بزارم نمیدونم چمه گرفتست حالم
لذت چقدر - تاریخ: 1397/11/12 ساعت: 6:50
لحظه ای در گذر از خاطره هاناخود آگاه دلم یاد تو کردخنده آمد به لبم شاد شدمگویی از قید غم آزاد شدمهر کجا هستی دوست، دست حق همراهت… چقدر خوبه یه دوس داشته باشی اینو بفرسته برات اونم یهویی چقدر خوبه بشینی تایپ کنی بعد همونو که دوست داری بیاد بگه لذت بردم چقدر خوبه ادم هرشب هرروز هر ساعت هرلحظه کنار اون...
درگیری - تاریخ: 1397/11/12 ساعت: 6:50
شیرین من تلخی نکن با عاشق تموم میشن گم میشن این دقایق دنیای ما مال منو تو این نیست رو کوه دیگه فرهاد کوهکنی نیست یه روزی میاد که نمیدونیم کی هستیم یاری کی بودیمو عشق کی بودیمو چی هستیم شیرین شیرینم و
خواب - تاریخ: 1397/11/12 ساعت: 6:50
ساعت ۰۵:۱۰بعد اینکه یه خواب دیدم پریدم از خواب الان خوابم نمیبره دیه
دوس داشتن - تاریخ: 1397/11/12 ساعت: 6:50
بعضیا هستن دوس دختر دارن بعضیا هم هستن. دوس دختر ندارن بعضیا عشق دارن. بعضیا هم هستن عشق ندارن خب بعدش خودمم نمیدونم. چرا بعضی اوقات دونفر به هم دل میبندن حتی وقتی میدونن تو آینده هم سهمی ندارن باز
شهر جدید - تاریخ: 1397/11/12 ساعت: 6:50
اومدم درباره شهر جدید بنویسم. که حسش نی هرچه نوشتمو پاکیدم امشب از تهران میرم خونه دیگه میخام تهران برنگردم ، تهران مزخرف هوووف
اینستا - تاریخ: 1397/11/12 ساعت: 6:50
اینجا هیچی سرجای خودش نیست هیشکی به حق خودش قانع نیست مخصوصا این راننده. های لاشی استان. مرکزی چقدر عوضی و حروم زاده ان یکی نیست بهشون بگه اخه. حروم زاده ها دو هزار. تومن پول چه ارزشی داره ؟؟؟؟ تاا
یه روزایی - تاریخ: 1397/11/12 ساعت: 6:50
یه روزایی بود یه بلاگفا بود یه یاهو و یه چت روم و کلی شورو شوق ، شور شوق همه چی اونقدرا شوق ، حس و حال نوشتن بود که نگو یادمه مینشستم و خیلی راحت ذهنمو مینوشتم کلی هم وب گرد بود به نظرم ده سا
گوشی - تاریخ: 1397/11/12 ساعت: 6:50
گوشی هم دیگه تکراری شد حس میکنم هیچی نداره دیگه تنها سرگرمی من با گوشیم یه اخبار ورزشیه اخبار. جهان حس میکنم دیگه بدرد نمیخوره نه نت نه هیچی شیطونه میگه خاموشش کنم یه گوشی ساده دس بگیرم که فقط بتونم برنگم و تموم
به ما چه واقعا . یا مثلا ساپورت .یا مثلا اآرایش و یا باربی - تاریخ: 1396/11/9 ساعت: 1:01
تا وقتی صحبت از دین خداست داد میزنن ما اریایی هستیم عرب نمیپرستیم .ما فرزندان کوروش هستیم خودمون فرهنگ و تمدن و دین چند هزار ساله داریم. اما وقتی ، هالووین ، کریسمس و ولنتاین میشه زود تر ازخود غربی ها دست به کار میشن تا یه وقت با کلاس بودنشون زیر سوال نره نژار اریایی و فرهنگ و تمدن چند هزار ساله و ا...