خرید بک لینک

طرف یه شهر دارن حانوادشو مسخره میکنن البته مسخره ی به حق و وعیب هاشونو میبینن و میگن مثلا کولی صفتن غربتین بعد اینا یه آشنایی دارن که ازشون دفاع میکنه که نه بابا اینا مردم خوبی هستن هرچند که میدونه مردم واقعیت رو میگن ولی ناچاره انکارش کنه ولی این وسط بعضی از این خانواده دوس دارن کولی بودنشون رو هی همه ببینن

برچسب: نویسنده: شیدا امیری تاريخ: پنجشنبه 6 بهمن 1401 ساعت: 21:42

بیوگرافی خدا خیلی وقته که اینجا رو ترک کرده .همیشه منتظر بودم خدا از یه جایی وارد زندگیم بشه . ولی اون هیچوقت نیومد  البته اگه منم جای اون بودم هیچ وقت خودمو قاطی این ماجرا ها نمیکردم . ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: شیدا امیری تاريخ: پنجشنبه 6 بهمن 1401 ساعت: 21:42

ادم اگه هندوانه بکاره هندوانه برداشت میکنه ...

برچسب: نویسنده: شیدا امیری تاريخ: شنبه 4 تير 1401 ساعت: 10:20

مشخصات وب


از این که در دورانی زندگی میکنم
که رونالدو نیز در این دوران زندگی میکند
بسیار بسیار خداوند بزرگ را شاکرم.

برچسب: نویسنده: شیدا امیری تاريخ: چهارشنبه 19 شهريور 1399 ساعت: 22:36

امروز سه بار قهوه خوردم 

دوبار چایی

یه بار فلافل

 اصن یجوریم

قهوه ی زیادی هم استرس میاره لعنتی 

دییه الان اومدم خونه  , خودمم نمیدونم  چطوریم

برچسب: نویسنده: شیدا امیری تاريخ: چهارشنبه 19 شهريور 1399 ساعت: 22:36

دوساعت پیش آنلاین بود الان ساعت ۰۴:۱۳ هست

آنلاین بود ولی به خودش زحمت نداد حالی بپرسه

چع. میشه کرد

برچسب: نویسنده: شیدا امیری تاريخ: پنجشنبه 18 ارديبهشت 1399 ساعت: 13:34

صدا مثل چکشی در سرم میکوبد
سرم مانند ناقوسی که زنگ میزند لرزش دارد
مانند لرزش کوانتومی لب هایت
که قلبم را سوراخ میکند
و سایه ام را نگران
روح تب دار و پریشانم
از فراموش شدگی شدید،میترسد
سایه ام به خواب عمیقی میرود
سرم سنگین میشود
مثل پایه سنگینی که به خواب رفته
در رختخواب پریشانم از هجوم درد و نوستاژی میسوزد
باید میدانستی وقتی بغض
لبهایم را لمس میکند
هزار بار میمرم

برچسب: نویسنده: شیدا امیری تاريخ: شنبه 9 فروردين 1399 ساعت: 0:31

برسد به دستم شبنم درست چهار سال پیش بود وسط انتخابات مجلسکه رفتیم یجایی تفریح من بودم شبنم و دونفر دیگه بعد من از نماینده کفتم که ادم خوبیه و شبنم گفت نه کجاش خوبه همه لرا رو وارد شهر کرده و ... ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: شیدا امیری تاريخ: شنبه 9 فروردين 1399 ساعت: 0:31

سلام ای ادم خوبی نمیدونم کی هستی ولی هرکه هستی قابل احترامی و نظرت هم مهمه

تو از هیچی خبر نداری شایدم داشته باشی از یه چیزایی ولی از همه چی نه

بعد من با مع کات نکردم

اول باید میپرسیدی

بعد میگفتی اگ بدونی من چی کشیدم

به من حق میدی تا اون

برچسب: نویسنده: شیدا امیری تاريخ: شنبه 9 فروردين 1399 ساعت: 0:31

ای یه ادم. هرکه هستی بیا کارت دارم اینستام ebiiyassتلگراممPhd55هرکدوم داری بهم پیام بده حالاکه چیزی گفتی بیا تا اخرشو ببین شاید تونستی کمکمون کنیگفتی اینجا دیه حس خوندن ندارهاینجا جاییه خیلی خاصهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: شیدا امیری تاريخ: شنبه 9 فروردين 1399 ساعت: 0:31

از اولین. دیدارمون خیلی سال میگذره از اولین دست گرفتنامون. هم خیلی میگذره از اولین قدم زنامون و مسافرتمون توی اصفهان چند سال ؟ خیلی سال. قبل ۹۰ از دومین دیدارمون هم خیلی سال میگذره از سومیش هادامه مطلب

برچسب: نویسنده: شیدا امیری تاريخ: شنبه 9 فروردين 1399 ساعت: 0:31

بالاخره امشب نتم ردیف شد ۲۴گیگ خودم ۱۸گیگ اون خواهرم سه تا هفت گیگ هم برا بقیه خواهرام گرفتم. چقدر پول خرج کردم فقیر شدم خخخ دوست عزیز گفتی آریو. یعنی منو از کجا میشناسی ؟ معلومه ک خیلی میشناسیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: شیدا امیری تاريخ: شنبه 9 فروردين 1399 ساعت: 0:31

اول اینکه لیاقت میخواهد زیر پرچم ما بودن .

بعضیا هم هستن از محبت زیادی هار میشن .

هر کسی که درگیر غرور شه خودشو به باد داده .

برچسب: نویسنده: شیدا امیری تاريخ: جمعه 25 بهمن 1398 ساعت: 19:56

زيباترين قلب روزي مرد جواني وسط شهري ايستاده بود و ادعا مي كرد كه زيبا ترين قلب را درتمام آن منطقه دارد.جمعيت زياد جمع شدند. قلب او كاملاً سالم بود و هيچ خدشهاي بر آن وارد نشده بود و همه تصديق كردند كه قلب او بهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: شیدا امیری تاريخ: جمعه 25 بهمن 1398 ساعت: 19:56

امشب جایی بودم یکی گفت کاپشنتو بده من تن کنم ببینم تن خورش چطوره در اوردم دادم بش دیدم گفت عجب چیزیه و چقدر گرفتی و این حرفا بعد گفت بیا عوض کنیم منم گفتم برا تو قابلتو نداره و مال خودتم ببر بعد بردادامه مطلب

برچسب: نویسنده: شیدا امیری تاريخ: جمعه 25 بهمن 1398 ساعت: 19:56

صفحه بندی